برخورد هوشمندانه با منابع دانش ، عاملي موثر و مهم در موفقيت سازمانها به شمار مي‌رود . در اين گام بصورت خلاصه عواملي را كه بر اهميت مديريت دانش دلالت مي‌نمايند را بر مي‌شمريم .

در بيان دلايل اهميت مديريت دانش به موارد زير را مورد توجه قرار مي‌دهيم :

1- دانش موتور توليدكننده درآمد است .

2- دانش يك دارايي مهم و استراتژيك سازمانيست .

3- رشد روزافزون مشاغلي كه بر پايه ايجاد و استفاده از دانش قرار دارند .

4- همگرايي فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهاي نوين در اين زمينه .

5- كاهش شكاف علمي - اقتصادي ميان كشورهاي غني و فقير .

6- اشتغال‌زايي ؛ بگونه‌اييكه به عنوان نمونه ، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پستهاي مرتبط با دانش ، در كارهاي خدماتي سازمانهاي پيشرفته ، مشغول به كار بوده‌اند .

7- ايجاد ارزش افزوده قابل توجه با بكارگيري مديريت دانش .

و اما نبود مديريت دانش در سازمان ، مشكلات و زيانهايي نظير موارد ذيل به همراه خواهد داشت :

1- عدم وجود نشانه‌هاي ابداع و ابتكار .

2- عدم اولويت‌بندي و استفاده از انواع دانش .

3- عدم مشاهده دانش خارجي .

4- عدم جذب دانشگرهاي جديد .

5- عدم استفاده از مديريت سيستمهاي اطلاعاتي .

6- مخفي و سياسي كردن اطلاعات .

7- ايجاد شكاف در سازمان در نتيجه ايجاد فاصله كارشناسان .

8- احتكار دانش به جاي ازدياد آن .

9- فراموش شدن موارد مهم و اساسي سازمان .

10- استفاده محدود از دانشهاي موجود .

11- نبود مستندات در خصوص تجربيات به دست آمده .

12- سيستم انگيزشي نامناسب براي تسهيم دانش و توسعه آن .

و بسياري موارد اين چنيني ديگر كه بر اهميت بكارگيري مديريت دانش دلالت نموده‌اند .